کد خبر : 6421
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۳
0 بازدید

مدرسه‌ای که انسان‌دوستی را می‌کشد

مدرسه‌ای که انسان‌دوستی را می‌کشد

چرا کودکی که با کنجکاوی و مهربانی وارد مدرسه می‌شود، پس از چند سال به موجودی تبدیل می‌شود که فقط نمره می‌خواهد، از همکلاسی‌اش می‌ترسد و به دیگران بی‌تفاوت است؟ چه اتفاقی در مدرسه می‌افتد که گرایش‌های انسان‌دوستانه کودک را خاموش می‌کند؟

پاسخ در الگوها و رفتارهای روزمره مدرسه نهفته است – رفتارهایی که ظاهراً «آموزشی» هستند، اما در عمق، کودک را از انسانیت خود دور می‌کنند.

۱. رقابت به‌جای همکاری: وقتی دیگری تهدید می‌شود

اولین ضربه به انسان‌دوستی، از همان روز اول مدرسه وارد می‌شود: “نظام رتبه‌بندی”. کودک یاد می‌گیرد که موفقیت او به شکست دیگران بستگی دارد. اگر همکلاسی‌اش نمره بهتری بگیرد، او «عقب افتاده» است. اگر او اول شود، دیگران «بازنده» هستند.

این نظام، دیگری را تبدیل می‌کند به “رقیب”، نه همراه. کودک یاد می‌گیرد که:

– نباید به دوستش کمک کند، چون ممکن است از او جلو بزند

– باید پاسخ خود را پنهان کند

– موفقیت دیگران، تهدیدی است برای او

قرآن کریم می‌فرماید: “«وَ تَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوَی»“ (مائده، آیه ۲) – بر نیکی و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید. اما مدرسه‌ای که بر رقابت بنا شده، این فرمان الهی را نقض می‌کند.

۲. اطاعت کورکورانه: وقتی پرسیدن گناه می‌شود

کودکی که وارد مدرسه می‌شود، پر از پرسش است. اما خیلی زود یاد می‌گیرد که پرسیدن «بی‌ادبی» است. معلم می‌گوید: «حرف نزن»، «سوال نپرس»، «همان‌طور که گفتم بنویس».

این الگو، کودک را از “تفکر انتقادی” دور می‌کند. او یاد می‌گیرد که:

– نباید از گفته‌های بزرگ‌ترها سوال کند

– باید هر چه می‌شنود را بپذیرد

– پرسیدن نشانه ضعف است، نه کنجکاوی

اما قرآن کریم بارها از انسان می‌خواهد که “بیندیشد”: “«أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»“ (نساء، آیه ۸۲) – آیا در قرآن نمی‌اندیشند؟ کودکی که یاد می‌گیرد نپرسد، فردی می‌شود که ظلم را نمی‌بیند، دروغ را نمی‌شناسد و در برابر بی‌عدالتی سکوت می‌کند.

۳. تنبیه و تحقیر: وقتی اشتباه جرم می‌شود

در بسیاری از مدارس، اشتباه کردن به معنای “شکست” است. کودکی که پاسخ اشتباه می‌دهد، مسخره می‌شود. کودکی که نمره پایین می‌آورد، تحقیر می‌شود. کودکی که کند یاد می‌گیرد، «کودن» خوانده می‌شود.این الگو، کودک را از “همدلی” دور می‌کند. او یاد می‌گیرد که:

– ضعف دیگران، موضوع خنده است

– کسی که اشتباه می‌کند، ارزش ندارد

– باید از اشتباه خود شرم داشته باشد

اما پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: “«کُلُّ بَنی آدَمَ خَطّاءٌ»“ – همه فرزندان آدم خطاکارند. اشتباه، بخشی از یادگیری است. مدرسه‌ای که اشتباه را تنبیه می‌کند، کودکی می‌سازد که از ریسک کردن، پرسیدن و یاد گرفتن می‌ترسد.

۴. بی‌توجهی به احساسات: وقتی کودک فقط «مغز» است

مدرسه فقط به نمره اهمیت می‌دهد. کودک غمگین است؟ مهم نیست، باید امتحان بدهد. کودک با همکلاسی‌اش دعوا کرده؟ مهم نیست، باید تکلیف بنویسد. کودک احساس تنهایی می‌کند؟ مهم نیست، باید حفظ کند.

این الگو، کودک را از “همدلی” و “درک احساسات دیگران” دور می‌کند. او یاد می‌گیرد که:

– احساسات اهمیت ندارند

– باید احساسات خود را سرکوب کند

– احساسات دیگران نیز بی‌اهمیت است

اما قرآن کریم از پیامبر (ص) می‌گوید: “«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ»“ (آل‌عمران، آیه ۱۵۹) – به رحمت خدا، نرم با آنان بودی. مدرسه‌ای که به احساسات کودک بی‌توجه است، نسلی می‌سازد که به رنج دیگران بی‌تفاوت است.

۵. یکسان‌سازی: وقتی تفاوت نقص است

مدرسه از همه کودکان انتظار دارد که یکسان باشند: همه باید ریاضی بلد باشند، همه باید انشا بنویسند، همه باید در یک زمان یاد بگیرند. کودکی که متفاوت است – چه در سرعت یادگیری، چه در علاقه، چه در روش فهم – «مشکل‌دار» خوانده می‌شود.

این الگو، کودک را از “پذیرش تفاوت” دور می‌کند. او یاد می‌گیرد که:

– تفاوت، نقص است

– همه باید شبیه هم باشند

– کسی که متفاوت است، باید «اصلاح» شود

اما قرآن کریم می‌فرماید: “«وَ مِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوَانِکُمْ»“ (روم، آیه ۲۲) – و از نشانه‌های او، آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف زبان‌ها و رنگ‌های شماست. تفاوت، نشانه خداست، نه نقص.

۶. انفعال: وقتی کودک فقط گیرنده است

در مدرسه سنتی، کودک فقط “گیرنده” است. معلم می‌گوید، او می‌شنود. معلم می‌نویسد، او کپی می‌کند. معلم امتحان می‌گیرد، او پاسخ می‌دهد. کودک هیچ نقشی در تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی یا حتی انتخاب موضوع یادگیری ندارد.

این الگو، کودک را از “مسئولیت‌پذیری” و “فعال بودن در جامعه” دور می‌کند. او یاد می‌گیرد که:

– نظر او اهمیت ندارد

– نباید ابتکار عمل داشته باشد

– باید منتظر دستور باشد

اما قرآن کریم می‌فرماید: “«إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»“ (رعد، آیه ۱۱) – خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی‌دهد تا خودشان آنچه در درون خویش است تغییر دهند. کودکی که یاد می‌گیرد منفعل باشد، فردی می‌شود که در برابر بی‌عدالتی سکوت می‌کند.

 “نتیجه: مدرسه‌ای که انسان می‌سازد”

انسان‌دوستی، فطرت کودک است. اما مدرسه‌ای که بر رقابت، اطاعت، تنبیه، بی‌توجهی، یکسان‌سازی و انفعال بنا شده، این فطرت را می‌کشد.

اگر می‌خواهیم نسلی بسازیم که:

– به دیگران کمک می‌کند، نه رقابت

– سوال می‌پرسد، نه اطاعت کورکورانه

– اشتباه را فرصت یادگیری می‌بیند، نه شکست

– به احساسات دیگران توجه دارد

– تفاوت را می‌پذیرد

– فعال و مسئول است

باید مدرسه را تغییر دهیم. نه با شعار، بلکه با تغییر رفتارها و الگوهای روزمره.

“آغاز از امروز است. از کلاس درس.”

*پژوهشگر حوزه آموزش

۴۷۴۷

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.